نظریه تشخیص ترنسکشوالیسم بلانچارد

تراجنسی شناسی بلانچارد یا تئوری خود زن پنداری بلانچارد (Blanchard autogynephilia theory) یا bat یک گونه شناسی روانی تراجنسی‌های مرد به زن است که توسط ری بلانچارد و کورت فروند در سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ مطرح شد. بلاچارد ترنس‌های زن را به دو گروه مختلف تقسیم کرد. تراجنسی‌های همجنس‌گرا که به مردان گرایش دارند و تراجنسی‌های غیر همجنس‌گرا، که گروه دوم را خود زن پندار یا خود زن شیفته خواند(autogynephilic). او گروه دوم را به صورت خلاصه اینگونه تعریف کرد که کسانی هستند که از تصور خود به عنوان یک زن لدت می‌برند و تحریک می‌شوند. بلانچارد می‌گوید این گونه شناسی و دسته بندی ادعای شناسایی دلیل به وجود آمدن تراجنسی در افراد را ندارد اما برخی مفاهیم آن را به چالش می‌کشد و بیان می‌کند دلیل وجود تراجنسی در این دو گروه یکسان نیست
این نظریه منتقدان زیادی دارد از جمله جان بانکرافت، جیمی وله، لری نوتبراک، چارلز آلن موزر و کسانی دیگر که بیان می‌کنند این یک نظریه ضعیف و غیر قابل اتکا است، این نظریه هویت جنسیتی را تا حد یک هیجان جنسی کم می‌کند، غیر آموزنده و آزمایشات آن ناقص است. از طرفداران این نظریه نیز می‌توان به مایکل بیلی، آن لارنس، جیمز کانتور و .. اشاره کرد که آن‌ها نیز بیان می‌کنند تفاوت‌های معنی داری بین این دوگروه وجود دارد مانند تمایلات جنسی، سن تغییر جنسیت، قومیت، ضریب هوشی و فانتزی‌های جنسی
این نظریه با آ‌ن‌که در حمایت از تراجنسی‌ها و برای آن‌ها بود ولی باعث اعتراض در بین جامعه دگرباشان و تراجنسی‌ها شد.

تاریخچه

تاریخچه اولیه تقسیم بندی تراجنسی‌ها بسیار پراکنده است
اولین طبقه بندی تراجنسی‌ها در سال ۱۹۲۳ توسط مگنوس هرچفیلد انجام شد. در سال ۱۹۶۶ هری بنجامین تحقیقات نوینی انجام داد و گرایش به مردان را عاملی خواند که تراجنسی‌های زن را از دگرجنس‌پوشان جدا می‌کند. در سال ۱۹۸۰ نیز راهنمای تشخیصی و آماری بیماری‌ها (DSM) در سومین نسخه خود تراجنسی را وارد کرد و تحت عنوان سایر اختلالات روانی آن را معرفی کرد.

دسته بندی‌های نوین

در سال ۱۹۸۲ کورت فروند گزارش داد که دو گروه تراجنسی زن وجود دارند و بیان کرد آشفتگی جنسی در تراجنسی‌های زنی که به مردان گرایش دارند با تراجنسی‌های رنی که به مردان گرایش ندارند متفاوت است.
تحت حمایت فروند بلانچارد نیز اشاره کرد که :« فروند شاید کسی باشد که برای اولین بار، بر خلاف دیگر محققان اصطلاح و توضیح جدیدی خارج از دگرجنس‌پوشی ساخته است»
بلانچارد کار خود را در موسسه کلارک و با ۴ تراجنسی آغاز کرد. وی تمرکز خود را بر روی گرایش جنسی این افراد گذاشت (بر اساس جنسیت زمان تولدشان) و آن‌ها را به همجنس‌گرا، دگرجنس‌گرا، دو جنس‌گرا و یا هیچ کدام تقسیم کرد (به عنوان مثال یک ترنس زن که در زمان تولد مرد شناخته شده است و به مردان گرایش دارد را همجنس‌گرا خواند)
بلانچارد با مطالعه این افراد دریافت که دو نوع تراجنسی زن وجود دارد. یک دسته تراجنسی‌ها به مردان گرایش دارند که بلانچارد آن‌ها را ترنس‌های همجنسگرا خواند (مانند تعریف فروند) و دسته‌ای دیگر ترنس‌هایی که به زنان، هر دو جنس یا هیچ‌کدام از دو جنس گرایش دارند و بلانچارد آن‌ها را ترنسکشوال‌های غیر همجنس‌گرا خواند. او برای تعریف گروه دوم کلمه autogynephilia را ابداع کرد که معنی تحت لفظی آن خود زن شیفتگی است و تعریف آن علاقه شدید و بیمارگونه به داشتن اندامی زنانه است

Autogynephilia and autoandrophilia

اصطلاح Autogynephilia یک کلمه یونانی است که از سه بخش αὐτό یا auto به معنای خود، γυνή یا gyne به معنای زن و φιλία یا philia به معنای دوست داشتن و شیفتگی تشکیل شده است و معنی کلمه‌ای آن را میتوان خود زن پنداری، خود زن شیفتگی یا خود زن خواهی دانست. این اصطلاح در سال ۱۹۸۹ توسط بلانچارد ابداع شد و به مردانی اطلاق می‌شد که از تصور خود به عنوان زن و تفکر داشتن اندام زنانه لذت می‌برند و این علاقه بسیار زیاد و تا حدی بیمارگونه است.
راهنمای تشخیصی و آماری بیماری‌ها Autogynephilia را در زیرفانتزی‌های جنسی قرار داده و آن را به رسمیت می‌شناسد اما این مورد را به تنهایی یک اختلال نمی‌داند
autoandrophilia نیز اصطلاح مشابهی است که به زنانی اطلاق میشود که از تصور خود به عنوان یک مرد و داشتن اندام مردانه لذت می‌برند و تحریک می‌شوند ( کلمه andro به معنای مرد است)
بلانچارد برای توضیح این اصطلاح مواردی را نشان می‌دهد:
فیلیپ یک مرد ۳۸ ساله است که برای مشاوره به بلانچارد مراجعه می‌کند. او بیان می‌کند که از تصور خود به عنوان یک زن و داشتن اندام زنانه بسیار تحریک می‌شود. و این تصورات و تخیلاتش وی را بسیار تحریک و ارضا می‌کند
بنابر گفته‌های بلانچارد یک فرد Autogynephilia لزوما با هر بار تصور خود به عنوان زن، تحریک نمی‌شود مانند مردی عادی که لزوما با دیدن زن تحریک نمی‌شود بلکه این تصورات یک محرک است
بلانچارد چهار زیرگروه را برای Autogynephilia تعریف کرد
۱- خود زن شیفته دگرجنس‌پوش: برانگیختگی جنسی از طریق پوشیدن لباس زنان
۲- خود زن شیفته رفتاری: برانگیختگی جنسی از طریق انجام رفتارها و اعمال یک زن
۳- خود زن شیفته ذهنی: برانگیختگی جنسی از طریق تصور و تخیل داشتن برخی اندام‌های زنانه
۴- خود زن شیفته جسمی: برانگیختگی جنسی از طریق تصور داشتن یک جسم زنانه کامل
بلانچارد تاکید می‌کند این حالت‌ها ممکن هست به صورت مختلط یا یکتا در یک فرد باشند
اصطلاح دیگری نیز به نام Autoandrophobia وجود دارد که به معنای “ترس از خود به عنوان مرد” است. این اصطلاح توسط موزر در سال ۲۰۱۰ ابداع شد.
در هر صورت وجود و نقش Autogynephilia در ترنس‌های زن به خوبی مشخص نیست و نیاز به انجام تحقیقات بیشتری دارد

ترنس همجنس‌گرا در مقابل ترنس غیرهمجنس‌گرا

در تئوری بلانچارد افرادی که با اندام مردانه به دنیا می‌آیند و غیر همجنسگرا هستند (در مقیاس کینزی با شاخص ۰ تا ۴ مشخص می‌شوند) و دارای اختلال هویت جنسیتی هستند (تراجنسی زن) در واقع به زنان، زنان و مردان گرایش دارند و یا به هیچ جنسیتی گرایش ندارند و خود زن شیفته یا Autogynephilia هستند و در مقابل تراجنسی‌های زن همجنس‌گرا، به مردان گرایش دارند و خود زن شیفته یا Autogynephilia نیستند
پشتیبان این نظریات تحقیقات گسترده و مطالعات روانشناسی بلانچارد در سال ۱۹۸۰ است. اما انتقاداتی به این نظریه وارد است که بیشتر بر استفاده از کلمات همجنس‌گرا، غیر همجنس‌گرا و داده‌های این نظریه تمرکز دارد

حامیان این نظریه

بر طبق گفته‌های بلانچارد ویژگی اصلی تراجنسی‌های همجنس‌گرا یکی رفتار مخالف با جنسیت زمان تولد است که از کودکی تا بزرگسالی تداوم دارد و یکی گرایش همجنس‌گرایانه است بلانچارد متوجه شد که تراجنسی‌های همجنس‌گرا در سنین پایین‌تر دست به جراحی می‌زنند. میانگین سنی جراحی تغییر جنسیت در ترنس‌های غیر همجنس‌گرا ۳۹ سال و در ترنس‌های همجنس‌گرا ۲۳٫۶ است (بر طبق گفته‌های بلانچارد). علاوه بر این ترنس‌های همجنس‌گرا ۳ الی ۴ سال پیش از جراحی تغییر جنسیت شروع به تغییر پوشش می‌کنند در صورتی که ترنس‌های غیر همجنس‌گرا پس از جراحی یا کمی قبل از آن دست به تغییر پوشش می‌زنند
مطالعات بلانچارد نشان داد هر دو گروه مایل به جراحی تغییر جنسیت هستند اما ترنس‌های همجنس‌گرا احتمال پشیمانی کمتری دارند و از این اقدام راضی‌تر هستند
در کتاب مردی که ملکه خواهد شد شخصیت اصلی کتاب مایکل بیلی یک تراجنسی همجنس‌گرا بود که از نظریه بلانچارد حمایت می‌کرد
کن زوکر (۲۰۰۲) و یولاندا اسمیت (۲۰۰۵) در دو تحقیق جداگانه یافتند که تراجنسی‌های همجنس‌گرا ضریب هوشی (IQ)، طبقه اجتماعی و سن کمتری دارند. این افراد تقریبا از ۱۵ سالگی تا ۲۵ سالگی به مراکز درمانی برای جراحی تغییر جنسیت مراجعه می‌کنند
بلانچارد در ۱۹۹۶ و زوکر در سال ۲۰۰۷ به این نتیجه رسیدند که ترتیب تولد اثراتی بر گرایش جنسی مردان و تراجنسی‌های زن دارد. این پدیده به نام “اثر نظم تولد برادران” شناخته می‌شود.
ریچارد گرین در سال ۲۰۰۰ نوشت: «ترنس‌های زن همجنس‌گرا فرزند آخر خانواده هستند و برادران بزرگتر بیشتری نسبت به دیگران دارند. وجود هر برادر بزرگتر شانس این‌که یک تراجنسی زن، همجنسگرا شود را ۴۰% افزایش می‌دهد»
بلانچارد و زوکر بیان می‌کنند تراجنسی‌های همجنسگرا برادران بیشتری دارند و تقریبا فرزند آخر خانواده هستند. آن‌ها لاغرتر و کوتاه قدتر نسبت به گروه دیگر هستند. تحقیقات تکمیلی توسط اسمیت و جانسون در سال ۲۰۰۵ نیز این شواهد را تایید کرد.

منتقدان نظریه

بسیاری از منابع از جمله طرفداران این نظریه، کلمات استفاده شده توسط بلانچارد را تحقیر آمیز و گیج کننده می‌دانند
هری بنجامین در سال ۱۹۶۶ گفت: «به نظر می‌آید پاسخ این سوال که “آیا تراجنسی‌ها همجنس‌گرا هستند” ساده باشد. جواب یا بلی هست و یا خیر. اگر جسم را در نظر بگیریم پاسخ “بلی” است و اگر روح و روان را در نظر بگیریم پاسخ “خیر”است. اما اگر فرد جراحی تغییر جنسیت را انجام دهد چه می‌شود؟ آیا این زن جدید کماکان یک مرد همجنس‌گرا است؟ “بله” اگر بخواهیم ریاکاری کنیم و بین آن‌ها تبعیض قائل شویم و “خیر” اگر بپذیریم این فرد یک بیمار بوده که درمان شده نه یک شی و وسیله»
بسیاری دیگر از محققان نیز گفته‌های هری بنجامین را تایید می‌کنند. باگمیل می‌گوید: «نکته قابل توجه در تفاوت دگرجنس‌گرا و همجنس‌گرا در این نام‌گذاری اندام‌های جنسی پیش از جراحی تغییر جنسیت است. این برچسب زدن باعث می‌شود تا ما جنسیت و حالات ذهنی فرد را نادیده بگیریم و این نام‌گذاری باعث می‌شود تصور کنیم تراجنسی‌ها، همجنس گرایانی هستند که برای فرار از فشار اجتماعی دست به جراحی تغییر جنسیت می‌زنند.»
لویت و برگر در سال ۱۹۹۰ نوشتند: «استفاده از کلمه تراجنسی همجنس‌گرا هم گیج کننده و هم بحث برانگیز است»
مححقان می‌گویند کلمه تراجنسی همجنس‌گرا یک نوع دگرجنس‌گرا پرستی، غیر مسطلح و تحقیر آمیز است زیرا افراد را بر طبق اندام جنسی زمان خود می‌پذیریم و هویت جنسیتی افراد را در نظر نمی‌گیریم. جان بانکرافت ضمن ابراز تاسف از استفاده از این کلمات می‌گوید در انتخاب کلمات خود بسیار حساس است. موزر نیز می‌گوید انتخاب واژگان بسیار مهم و حیاتی است

واکنش اجتماعات تراجنسی به نظریه

هنگامی که مایکل بیلی کتاب مردی که ملکه خواهد شد را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد که موضوع آن بر اساس مفاهیم نظریه بلانچارد بود، جنجال بزرگی به پا شد. لین کانوی یکی از فعالان حقوق تراجنسی‌ها همراه با دیگر فعالان این حوزه اقدام به پیگیری قضایی علیه مایکل بیلی کرد. دانشگاه نورث وسترن نیز اقدام مشابهی علیه بیلی انجام داد.

لیویت و برگر می‌گویند «تراجنسی‌ها گروهی هستند که به شدت از برچسب تراجنسی همجنس‌گرا و بار منفی آن دور هستند»
آرون یک ترنس مرد می‌گوید «اگر یک ترنس به مردان گرایش دارد خب او را علاقه مند به مردان معرفی کنید اما دلیل این که کلمات جدید بسازیم تا مردم بتوانند از آن راه توهین یا تحقیر را بیابند را متوجه نمی‌شوم»

منبع


:لینک کوتاه
http://www.mahtaa.com/?p=508

درباره نویسنده

محتا یک وبسایت گروهی است که به صورت رایگان جدیدترین آموزش ها، اخبار و مطالب مربوط به تراجنسی در دنیا و ایران را ارائه می‌کند

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شکلک‌ها

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo

دانلود آهنگ جدید

پنل اس ام اس

ارسال پیامک بلک لیست

پنل اس ام اس رایگان

ارسال بلک لیست

کارشناس رسمی دادگستری

طراحی سایت