پسرم میخواهد دختر باشد، کاری به او نداشته باشید

dollboy-mahtaaیکی از کسانی که یک تراجنسی در زندگی خود با وی درگیر می‌شود خانواده هستند. گاهی خانواده ها با وجود مشاهده برخی حالات و رفتار در کودک خردسال خود، آن را نادیده میگیرند و تصور می‌کنند نباید به خاطر آن به پزشک مراجعه کنند و یا در بدترین حالت سعی می‌کنند با تنبیه یا رفتارهای قهری او را از این کار منع کنند.
اما با این کار نه تنها روحیات کودک تغییر نمی‌کند بلکه باعث می‌شود او خود را بدون حامی حس کند و مخفیانه به رفتارهای خود ادامه دهد.
در ادامه درباره پدری می‌خوانید که به همراه همسرش نه تنها رفتارهای فرزندشان را نهی نمی‌کنند بلکه به او کمک می‌کنند تا هرچه زودتر دختر درونش را پرورش دهد.

من برای پانزده سال افسر پلیس بودم. بعد از آن یک کارآگاه شدم و اکنون افسر ارشد آموزش نیروهای تازه وارد هستم. قبل از این‌ها یک آتش نشان بودم و قبل تر از آن نیز در دبیرستان بیسبال و فوتبال بازی می‌کردم. من عاشق ماشین های کلاسیک، موسیقی پانک، موتور سواری و تفریح با دوستانم هستم. من یک مرد کلیشه ای هستم و فکر میکنم از خیلی مردهای دیگر مردانه تر باشم. شاید هم به همین خاطر باشید که اطرافیان از اینکه پسر من لباس زنانه و کفش های پاشنه دار می‌پوشد تعجب می‌کنند. حتی بیشتر هم متعجب می‌شوند وقتی می‌بینند من با این کار وی مشکلی ندارم و حتی من برای عوض کردن او هم تلاشی نمی‌کنم و اصراری برای تغییر فرزندم ندارم. در عوض وقتی ببینم فرزندم کارهای پسرانه می‌کند و لباس های پسرانه می‌پوشد تعجب هم میکنم و برای من عجیب خواهد بود.
من در یک خانواده ورزشکار به دنیا آمدم. پدرم مربی فوتبال و بیسبال در دبیرستان بود و مادرم یک موج سوار حرفه ای. من یک برادر بزرگتر داشتم. من هیچ رفتار همجنسگرایانه یا بحث و جدلی درباره جنسیت را در خانواده ام به یاد ندارم. من و برادرم هیچ گرایش خاصی نداشتم. حتی به جرات می‌گویم تمام خانواده و فامیل ما گرایش خاصی نداشتند. در ۱۸ سالگی به همسرم آشنا شدم و او یک برادر با گرایشات خاص داشت. ادم خوبی بود و من مشکلی با او نداشتم چون قرار بود با خواهرش ازدواج کنم
اما به عنوان یک ورزشکار، آتش نشان و پلیس با هزاران نفر در کوچه و خیابان آشنا شده بودم که درباره این افراد بد صحبت می‌کردند

برای همین در اداره ای که مشغول هستم به خیلی از همکارانم درباره پسرم نگفته ام زیرا نه مساله ای است که به آن‌ها مربوط باشد و نه به آن‌ها اعتماد دارم. من مطمئن نیستم آن‌ها پشتم چه می‌گویند و یا چه رفتاری خواهند داشت
دوستان نزدیک من درباره آن می‌دانند. آن‌ها دوستان صمیمی من هستند و برایشان مهم نیست که فرزند من چه اسباب بازی دوست دارد و یا چه لباسی می‌پوشد. آن‌ها فقط خوشحالی و سلامت فرزند من را می‌خواهند و انتظار دارند من پدر خوبی برای فرزندم باشم.
وقتی برای بار اول به دوستان نزدیکم درباره این مساله گفتم آن‌ها جواب می‌دادند: «اوه مرد چطور با این مساله کنار آمدی. من که نمی‌توانم»
این پاسخ یعنی چه؟ یعنی شما نمی‌توانید پدر کودکی مثل کودک من باشید؟ یعنی با قلدری و زورگویی می‌خواهید او را مرد کنید؟ در اکثر مواقع دوستانم از پاسخ دادن طفره می‌روند و یا سعی می‌کنند با بهانه های الکی خود را تبرئه کنند.
اما برای من عشق به فرزندم متفاوت است. او برای من خاص و ویژه است. من او را به عنوان پسر بزرگم دوست دارم کسی که فوتبال بازی می‌کند، عاشق جوک است و دارد برای دختر بودن اماده می‌شود

من یک پدر هستم. من مسئولیتی را پذیرفته ام و باید آن را انجام دهم. من ناخن های فرزندم را نقاشی می‌کنم و وقتی خودش حس می‌کند این نقاشی ها برایش دردسر درست می‌کند با سرعت پاک میکنم. من دوست ندارم چیزی را از او بگیرم بلکه می‌خواهم پا به پای او در خیابان قدم بزنم و به هرکس که می‌خواست او را اذیت کند خیره شوم و از فرزندم دفاع کنم. اما به خاطر خودش این کار را میکنم تا احساس آرامش کند. من تنها انجام می‌دهم و هیچ سوال از او نمیکنم
همسر من یک وبلاگ راه انداخته و خاطرات بزرگ شدن فرزندمان را در آن می‌نویسد پسری که در قلبش یک دختر است. من فکر نمیکردم کسی خواننده آن باشد اما در کمال تعجب خواننده زیادی پیدا کرد. پدر و مادرهایی که فرزندانی مثل ما داشتند. همسر من به c.j (فرزندمان) می‌گوید جنسیت خلاق اما عده ای از کلمات نا مناسبی استفاده می‌کردند.

همسرم گاهی ایمیل هایی از پدرانی دریافت می‌کرد که در حال مبارزه با این مساله بودند. من برای تک تک آن‌ها متاسف شدم زیرا خودم هم زمانی مبارزه کردم اما دیدم بی فایده است.
همسرم تعداد زیادی ایمیل از مادرانی دریافت کرده که همسرشان ان ها را ترک کرده زیرا فرزندی مانند فرزند ما دارند. واقعا مایه تاسف است. کاش می‌توانستم با همسرشان صحبت میکردم و یا می‌توانستم پدر ان ها باشم.

گاهی از همسر من می‌پرسند پس پدر بچه کجاست؟ آن‌ها هنوز باور نمی‌کنند من به عنوان پدر به پسرم اجازه دهم که برای دختر بودن آماده شود. من هم در جوابشان می‌گویم “همینجا هستم و دارم برای فرزندم پدری می‌کنم. من از او محافطت می‌کنم و او را حمایت می‌کنم تا به چیزی که نیاز دارد برسد من میخواهم عاشق فرزندم باشم نه اینکه او را عوض کنم”
من ممکن است از هر مردی مردتر باشم ولی پسرم مجبور نیست این کار را بکند

the atlantic

:لینک کوتاه
http://www.mahtaa.com/?p=25502

درباره نویسنده

محتا یک وبسایت گروهی است که به صورت رایگان جدیدترین آموزش ها، اخبار و مطالب مربوط به تراجنسی در دنیا و ایران را ارائه می‌کند

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. مهدی

    سلام من هم مانند پسر شما دوست دارم دختر باشم اکثر اوقات هم که کسی مرا زیر نظر ندارد لباس های زنانه میپوشم .نمیدونم چکار کنم .کاش که دختر بودم

    پاسخ
  2. محسن اسلامی مدوسا

    سلام مدوسا هستم ،ترنسم و به ترنس بودنم افتخار میکنم،زندگی حق ما ترنساس،نترسین ،فقط جلو برین

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شکلک‌ها

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo

دانلود آهنگ جدید

پنل اس ام اس

ارسال پیامک بلک لیست

پنل اس ام اس رایگان

ارسال بلک لیست

کارشناس رسمی دادگستری

طراحی سایت