چهارمین سالگرد فوت مریم خاتون ملک آرا

MOLK-ARA-mahtaa
جایگاه امروز تراجنسی ها در ایران مدیون دو نفر است.
یک مادر که تلاش کرد و یک امام که عالم بود.

مادری که حتی پس از فوتش بچه هایش به دنیا می آیند، بزرگ می شوند، رشد می کنند و برای موفقیت تلاش می کنند

مادری که هیچگاه ادعا نداشت، هیچگاه به دنبال منافعش نبود، هیچگاه برای خودش عناوین دهان پر کن انتخاب نکرد ولی ما به او گفتیم مادر…
ما او را مادر صدا زدیم چون ما را بزرگ کرد، به ما راه رفتن یاد داد، به ما حرف زدن آموخت و برای آینده ما تلاش کرد.
مادری که فقط حرف نمیزند بلکه انجام می داد.

مادری که بی احترامی دید، تنهایی دید، سختی دید ولی نگذاشت تا بچه هایش زمین بخورند.

خاتونی که هیچکس نمی تواند برای تراجنسی ها جایگاهش را تصاحب کند و هیچکس نمی تواند با عناوین و القابی که به خود می دهد جایگاه معنوی مادر را بگیرد.

چهار سال از فوت مادرمان گذشته، چهار سال است که خاتون از میان ما رفته و ما به رسم ادب هر سال برای دیدار با او به مزارش می رویم و این کمترین کاری است که میتوانیم.

امسال نیز محتا از همه دوستان دعوت می کند تا در ششم فروردین راس ساعت ۱۶ بر سر مزار مادر حاضر باشیم و نشان دهیم هنوز خاتون برای ما مادر است و دوستش داریم.

مانند هر سال، سال ۹۵ را با یادی از مادر شروع خواهیم کرد.

قرار ما ششم فروردین ماه ۹۵ در بندر انزلی، روستای آبکنار، آرامستان آبکنار ساعت ۱۶


:لینک کوتاه
http://www.mahtaa.com/?p=3952007

درباره نویسنده

محتا یک وبسایت گروهی است که به صورت رایگان جدیدترین آموزش ها، اخبار و مطالب مربوط به تراجنسی در دنیا و ایران را ارائه می‌کند

مطالب مرتبط

3 نظر

  1. سهيلا_آزاد

    و چقدر زود از پیشمان رفتی نازبانو هنوز جایت سبز است در قلب هایمان یادت بخیر مادرمهربانم خاتون زلال و سبز خطه هیرکان
    جایت سبز و جاودانه باد در بهشت برین خدا
    یادت هست بیتابی هایم برایت
    یادت هست که برای دیدنت لحظه شماری میکردم و این وصال سر نداد
    گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد*** بسوختیم درین آرزوی خام و نشد
    فغان که در طلب گنج نامه ی مقصود *** شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد
    هنوزم شب ها در خلوتم بیادت میگریم دلم برایت تنگ است ای هستی ام ای مادرم
    کاش بچه هایت را تنها نمیگذاشتی و زود ترکمان نمیکردی
    مادرم تو زنده ای در قلب هایمان تا ابد

    بزرگ بود بزرگ بود

    و از اهالی امروز بود

    و با تمام افق های باز نسبت داشت

    و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

    صداش

    به شکل حزن پریشان واقعیت بود.

    و پلک هاش

    مسیر نبض عناصر را

    به ما نشان داد.

    و دست هاش

    هوای صاف سخاوت را

    ورق زد و مهربانی را

    به سمت ما کوچاند.

    به شکل خلوت خود بود

    و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را

    برای آینه تفسیر کرد.

    و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود.

    و او به سبک درخت

    میان عافیت نور منتشر می شد.

    همیشه کودکی باد را صدا می کرد.

    همیشه رشته صحبت را

    به چفت آب گره می زد.

    برای ما، یک شب

    سجود سبز محبت را

    چنان صریح ادا کرد

    که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم

    و مثل لهجه یک سطل آب تازه شدیم‌.

    و ابرها دیدیم

    که با چقدر سبد

    برای چیدن یک خوشه بشارت رفت‌.

    ولی نشد

    که روبروی وضوح کبوتران بنشیند

    و رفت تا لب هیچ

    و پشت حوصله نورها دراز کشید

    و هیچ فکر نکرد

    که ما میان پریشانی تلفظ درها

    برای خوردن یک سیب

    چقدر تنها ماندیم‌. چقدر تنها ماندیم‌.

    «سهراب سپهری»

    پاسخ
  2. یه آت...

    امروز رفتم کانال تلگرام تون سر زدم واقعا ناراحت شدم وقتی دیدم اقلیت هایی شبیه ترنس عا و فمنیست ها با هم دچار مشکل هستند ، البته اینکه بیاییم و سخنان چندی از بزرگان یک ایدئولوژی رو مرام سنجش اون ایدئولوژی قرار بدیم کار اشتباهی ست.

    پاسخ
  3. تاج گل فروش

    به نام خدا
    باسلام وادب به شما
    باآرزوی سلامت برای همه مردم وطلب غفران برای این عزیز امیدوارم درجامعه ما طوری فرهنگ سازی شود که همه این عزیزان بتوانند درجامعه حضور یابند واز حقوق یک شهروند استفاده نمایند

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شکلک‌ها

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo

دانلود آهنگ جدید

پنل اس ام اس

ارسال پیامک بلک لیست

پنل اس ام اس رایگان

ارسال بلک لیست

کارشناس رسمی دادگستری

طراحی سایت